حس نوشتنم اومد گفتم بنویسم تا بلکه آروم بشم
وقتی به کسی علاقه پیدا می کنی تموم تلاشتو می کنی که اونو نرنجونی اما وقتی یه حرفی می زنی که اون ناراحت میشه واقعا ازت خودت بدت میاد چرا اون حرفو زدی
بذار از یاد بگم، همیشه ما آدما به یاد هم هستیم اما وقتی که باید به یاد هم باشیم نیستیم
توقع چیزی که من همیشه داشتم و دارم اما نمی دونم درسته یا غلطه
باید راهی رو رفت که هر بار بنویسی باز هم باید خلاصه در یک بند و یک جمله و یک کلمه کنی
هرچه می نویسم کلمات و الفاظ و خاطره ها مرور می شوند و نوشتن برای من سخت و سخت تر می شود
هوس باید اون را هم فراموش نکرد که تموم وجودم رو فرا گرفته
وقتی به یاری فکر می کنی که برات آرامش بخشه اما توی یک شب می بینی نمی خواد جوابتو بده از خودت بدت میاد
روزت خراب می شه تمرکز نداری، به جای اینکه اونو درک کنی بیشتر اذیتش می کنی
واقعا چرا؟؟؟ چرا باید خودم را نشناسم
ممنونم از کسی که منو شناسوند
ممنونم از کسی که به هم فهموند که خیلی از چیزهای ساده رو نمی دونم
گاهی ما آدما اونقد در مسائل بزرگ غرق شدیم که مسئله های کوچک اطرافمونو نمی تونیم حل کنیم یا درک کنیم
یقین چیزی که من بهش اعتماد دارم اما وقتی به خودم می رسم هیچ یقینی نمی بینم
بخشش آرزوی هر کسی است که اشتباه کرده است
پایان همیشه بد و ناگوار هست حتی اگر خوب تمام شود
یادم نمی رود روزهایی که و شب هایی که بودم و نوشتم
حرف هایی می زنم که خود مانده ام که از چه می گویم
گاهی از هوس گاهی از سر شهوت گاهی از سر علاقه گاهی هم از سر دوست داشتن
همه و همه در هم گره خورده اند
وخودم را گم کرده ام نمی دانم چه طوری و چگونه خودم را بفهمانم
همیشه رسوندن منظور سخت تر از ارتباط برقرار کردن هست
می ترسم کلمه یا حرفی یا جمله ای بگویم که منظورم را بد برسانم
خیلی محتاط شده ام در نوشتن و حرف زدن بلکه معتاد هم شده ام
معتاد به علاقه و محتاط به دوست داشتن
گفتن از نازنینم برایم سخت شده
از او کمک می خواهم که مرا یاری دهد و از من دوری نکند
چه اینکه با ناراحتی او ناراحت و با شادی او شاد، با لبخند او لبخند میزنم و با گریه او می گریم
و از خودم بدم میاید وقتی که کسی را اذیت می کنم که دوستش دارم
خدایا یادی و یاری ام کن
خدایا با شادی اش شادم کن
خدایا با ناراحتی اش ناراحتم کن و توانی بده که شادش کنم
خدایا به او منظورم را برسان که منظور من بی منظوریست
خدایا بلد نیستم حرف بزنم و منظور برسانم یاری ام کن تا یاد بگیرم
نازنینم یادت همیشه هست و می ماند
یاحق
برچسبها: نازنین, یاد, دوست داشتن


